وبلاگ شخصی میثم کاظمی فرد

گاهنوشت های من !

میثم کاظمی فرد

روزگار مرگ انسانیت است

| شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۱ (۱۴:۱۱)

یه شعر از فریدون مشیری رو جایی خواندم این تیکش رو خوشم اومد :

...
روزگار مرگ انسانیت است :
من که از پژمردن یک شاخه گل ، از نگاه ساکت یک کودک بیمار،
از فغان یک قناری در قفس ، از غم یک مرد در زنجیر ، حتی قاتلی بر دار،
اشک در چشمان و بغضم در گلوست .وندرین ایام ، زهرم در پیاله ،
اشک و خونم در سبوست ،مرگ او را از کجا باور کنم ؟
صحبت از پژمردن یک برگ نیست .

وای!جنگل را بیابان می کنند .
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند !
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند !
صحبت از پژمردن یک برگ نیست .
...


برچسب ها : فریدون مشیری,شعر,مرگ آدمیت,روزگار,