وبلاگ شخصی میثم کاظمی فرد

گاهنوشت های من !

میثم کاظمی فرد

من ، تقسیم بر دو !

| جمعه 10 آبان 1392 (12:46)

این ترم بر اثر غفلت یا بهتر بگم تنبلی خودم ، از ابتدا با مشکلاتی همراه بود . بخاطر تغییر رشته یه محدودیت هایی برام پیش اومده که یه فشارهایی رو بدنبال دارن و منو الان تو آمپاس گذاشتن !

یکی از این آمپاس ها اینه که درسام همه افتادن جمعه ! یعنی 19 واحد در یک روز ! بارها گفته ام و بار دگر می گویم که من دانشجوی پیام نورم . اینو گفتم که یاد داستان حسنی و حسن کچل و تصمیم کبری و ... نیفتید .

طبق برنامه روز جمعه من باید ساعت 9:30 به فضل خدا به دو قسمت مساوی تقسیم بشم و هر قسمت از من بره سر یه کلاس و به فرآگیری علم و دانش بپردازه و باز ساعت بعد هم همین جریان ! البته این داستان تداخل توی پیام نور خیلی بدیهیه و تقریبا واسه همه پیش میاد . اما همانطور که گفتم بخاطر محدودیت ها تو فشارم و چاره ای نیست ...

خاطرات بی مزه الانم بعدها شیرین میشن . حداقل برا خودم !
و این یکی از افسونگری های زمان هست ...

پی نوشت :
- قالب رو هم عوض کردم . ممنون میشم نظرتون رو بگید
- وب گردی بروز شد
- یکی از اساتید محترم و دلسوز (با خوندن این پست شاید !!!) فرمودن که دیگه نمیخواد بیای سر کلاس من ! برو حذف کن :(( (8/17)


برچسب ها : خاطرات دوران دانشجویی,

هیچکس آنلاین نیست ! همه آف اند

| يکشنبه 21 خرداد 1391 (16:11)

دوستی می گفت :
خیلی سال پیش که دانشجو بودم ، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام میدادند ، ابتدا و انتهای کلاس ، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی.
هم رشته ای داشتم که شیفته ی یکی از دختران هم دوره اش بود . هر وقت این خانم سر کلاس حاضر بود ، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند ، جناب مجنون می گفت : استاد همه حاضرند ! و بالعکس ، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود و بس ، می گفت : استاد امروز همه غایبند ، هیچ کس نیامده !
در اواخر دوران تحصیل ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند . روزی خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپکرده است : هیچ کس زنده نیست ... همه مردند .


برچسب ها : هیچکس زنده نیست,همه حاضرن,خاطرات دوران دانشجویی,آگهی ترحیم,