وبلاگ شخصی میثم کاظمی فرد

گاهنوشت های من !

میثم کاظمی فرد

غمگینم !

| پنجشنبه 30 آبان 1392 (23:48)

غمگینم همچون مادری که آخرین سرباز برگشته از جنگ فرزندش نیست ...

برچسب ها : غم,غمگینم,

نظرات دوستان :

سحر در 1 آذر 1392 - 0:09 گفته :
سايه سنگ بر آينه خورشيد چرا؟
خودمانيم، بگو اين همه ترديد چرا؟
نيست چون چشم مرا تاب دمى خيره شدن
طعن و ترديد به سرچشمه خورشيد چرا؟
طنز تلخى است به خود تهمت هستى بستن
آن که خنديد چرا، آن که نخنديد چرا؟
طالع تيره ام از روز ازل روشن بود
فال کولى به کفم خط خطا ديد چرا؟
من که دريا دريا غرق کف دستم بود
حاليا حسرت يک قطره که خشکيد چرا؟
گفتم اين عيد به ديدار خودم هم بروم
دلم از ديدن اين آينه ترسيد چرا؟
آمدم يک دم مهمان دل خود باشم
ناگهان سوگ شد اين سور شب عيد چرا قیصر امین پور
این نیز بگذرد


چه میدونم والا، شاید یه دوست در 1 آذر 1392 - 19:02 گفته :
سلام
این عکس رو خودتون گرفتید؟ شوخی میکنم
غمگین چرا؟ چی شده؟

بی نام در 2 آذر 1392 - 2:49 گفته :
سلام داداشم
چرا غمگینی؟؟؟

بی نام در 2 آذر 1392 - 3:09 گفته :
سوال پرسیدما !! چرا غمگینی؟
همینجوری غمگینی؟ دلیل نداره؟
باشه ...

محمد در 26 اسفند 1392 - 21:48 گفته :
منم الان همون حس رو دارم
غمگین و ناراحت
حس میکنم کسی رو ندارم

ارسال نظر

نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :