وبلاگ شخصی میثم کاظمی فرد

گاهنوشت های من !

میثم کاظمی فرد

در پی فشار فیزیک ...

| يکشنبه 4 تير 1391 (18:36)

الهي!
باخاطري خسته ، دل به كرَم تو بسته , دست از اساتيد شسته و در انتظار نمرات نشسته ام .
پاس شوند كريمي ، پاس نشوند حكيمي ، نيفتم شاكرم ، بيفتم صابرم .
الهي شهريه ها بالاست كه ميداني ، و جيبم خاليست كه ميبيني .
نه پاي گريز از امتحان دارم و نه زبان ستيز با استاد .
الهي دانشجويي را چه شايد و از او چه بايد ؟
دستم بگير که میتوانی .

شوخی بودا ! جدی نگیرید


برچسب ها : امتحان فیزیک,طنز,

نظرات دوستان :

حسين كرمي در 4 تير 1391 - 18:47 گفته :
خوب چه كاريه
به جاي كارها درستو بخون

سمينا خانم در 4 تير 1391 - 19:44 گفته :
انشالله كه پاس ميشه

سمينا خانم در 5 تير 1391 - 15:31 گفته :
فرق درس خوندن پسرها با دخترها

دخترها: بعضي از اونا واقعاً مي خونند وقتي ميرن سر کتاب تا يکي دو ساعت ديگه کلشونو از کتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند بعضي هاشون هم که مثلا درس مي خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روي کتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ... يه عده اي هم هستندکه به بهونه اينکه مشکل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يک ساعت و اندي به طوري که اشک و دود تلفن در مياد !!

و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد که شب امتحانه... يه کم که درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فکر مي کنند بعد انگار که درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي کنند بعد از يک ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فکر مي کنند . وقتي فکرشون تموم شد کتاب را ورق ميزنند يه کم براندازش ميکنند وزنش مي کنند استخاره مي کنند براي خودشون تقسيمش مي کنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت کنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر کتابشون. همينجور که مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فکر مي کنند(لازم به ذکر است که هيچ وقت در هيچ موقعيتي فکر نمي کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي که ياد نمي گيرند را ميذارند که فردا از دوستاش بپرسند يه کم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند کتاب را تموم کنند فردا ميرند ميبينند که دوستاشون يه چيزايي مي گند که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم که خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي!!!

محمد مدیر در 5 تير 1391 - 18:32 گفته :
عجب شعری!فیزیک سخته قبول دارم!

نبی در 6 تير 1391 - 16:53 گفته :
فیزیک سخت تره یا سرهم کردن این خزاحوالات ؟

آزاده در 8 تير 1391 - 19:49 گفته :
آقای نبی خزعبلات درسته

جکسون در 16 تير 1391 - 5:27 گفته :
ما که لب مرز هستیم , امیدوارم قبول شده باشی

م م در 21 تير 1391 - 12:36 گفته :
آزاده
اینجا هم غلط میگیری؟!!!!!!!

ارسال نظر

نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :